طوفانی که درابتدا پرخروش هست و سپس خشمش فرو می آید..آری ..درست ترین تعبیرش همین است!

همانطور که از یک سال پیش  پیش بینی اش کرده بودم شد... وقتی 17 ساله شدم آدم جدید تری شدم... 16 سالگی رمانتیک ترین دوران هرکسی بوده و هست و خواهد بود! ولی فقط آدم..یکبار 16 سالش میشود..!

اواخر 16 سالگی با کشف عجیبی پایان یافت! کشف تعلقات آدم ها به  عددها! شاید کمتر کسی باشد که به اعداد دوروبرش اهمیت دهد...! بی شک 13 بی رقیب ترین عدد در میان آنهاست! زیرا عجیب غریب ترین عدد هست مثل 17 سالگی!  نمیدانم از کجا شروع کنم ولی موج ابهای 17 سالگی بدجوری مرا مشغول خود ساخته! بیشتر از هرموقع دیگری به سالهای بعد فکر میکنم..انگار آدم چشمش باز تر میشود... رفته رفته پیر هم تر میشوم و عقایدم کمتر انعطاف پذیر تر میشود..درست اتفاقی که برای نسل های گذشته می افتد! بهترین ثمره دوران 16 سالگی ام اشنایی با دنباله فیبوناتچی و رنگ های ابی و بنفش بود! شاید عجیب غریب باشد اما تعصبم به انها رفته رفته بیشتر میشود..رفته رفته به کاکتوس ها علاقه مند تر میشوم و بسته های شکلاتی رنگارنگ برایم جالب تر میشوند...نمیدانم شاید رفته رفته دیوانه تر میشوم! 

بهترین دوران 17 سالگی شما چه بود؟

:)

منبع : زیر گنبد کبود |17 سالگی عجیب و غریب!
برچسب ها : میشود ,میشوم ,غریب ,شاید ,دوران ,عجیب ,رفته رفته ,میشود رفته ,عجیب غریب